تبليغاتX
دنيا برای همه ( عکس دانلود قالب وبلاگ )
پرنده های قفسی عادت دارند به بی کسی

عمرشونو بی هم نفس کز می کنند کنج قفس

نمی دونن سفر چیه عاشق در به در کیه

هر کی بریزه شادونه فکر می کنن خداشونه

یه عمره بی حبیبن تو آسمون غریبن

این همه نعمت اما همیشه بی نسیبن

تو آسمون ندیدن خورشید چه نوری داره

چشمه کوه مشرق چه راه دوری داره

چه می دونن به چی می گند ستاره دنیا که یا بهاره

چه می دونن عاشق می شه چه آسون پرنده زیر بارون

 

+ نوشته شده توسط مصطفي در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 و ساعت 18:16 |
باغ ایام باغبانی دارد

هر خزانی ز پی بهاری دارد

اشکها نتیجه سپهر دلند

زمین در آسمان نشانی دارد

تنها نیست آن کس که بی تنها بماند

هر بی نام و نشان خدایی دارد

+ نوشته شده توسط مصطفي در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 5:34 |
خرسند شدیم از اینکه امروز رنگی دگر است نه رنگ دیروز

تا شب نشده رنگ دگر شد گفتند ازین نکته هزار نکته بیاموز

فریاد زدیم که چرخ گردون لیلا تو نداده ای به مجنون

فریاد بر آمد آنکه خاموش کم داد اگرنگیرد افزون

خاموش شدیم و در خمو شی رفتیم سراغ می فروشی

فریاد زدیم دوای ما کو گویند دواست باده نوشی

هوشیار نشد مگر که مدهوش این بار گران بگیرم از دوش

آرام کنار گوش ما گفت این بار گران تو مفت مفروش

از خود به کجا شوی تو پنهان از خود به کجا شوی گریزان

بیداری دل چنین مخوابان سخت آمدست مبخش آسان

هوشیار شدیم از اینکه هستیم رفتیم و در می کده بستیم

با خود به سخن چنین نشستیم ما باده نخورده ایم ومستیم

مسجد سر راه از آن گذشتیم بر روی درش چنین نوشتیم

در می کده هم خدای بینی با مرد خدا اگر نشینی؟

+ نوشته شده توسط مصطفي در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 16:0 |
اين شعر كه توسط يک بچه آفريقايي نوشته شد، کانديداي شعر برگزيده سال ۲۰۰۵ شده و استدلال شگفت انگيزي داره: وقتي به دنيا ميام، سياهم، وقتي بزرگ ميشم، سياهم، وقتي ميرم زير آفتاب، سياهم، وقتي مي ترسم، سياهم، وقتي مريض ميشم، سياهم، وقتي مي ميرم، هنوزم سياهم و تو، آدم سفيد، وقتي به دنيا مياي، صورتي اي، وقتي بزرگ ميشي، سفيدي، وقتي ميري زير آفتاب، قرمزي، وقتي سردت ميشه، آبي اي، وقتي مي ترسي، زردي، وقتي مريض ميشي، سبزي، و وقتي مي ميري، خاکستري اي...... و تو به من ميگي رنگين پوست؟؟
+ نوشته شده توسط مصطفي در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 15:53 |
بسم اله الرحمن الرحیم
 

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ۱ وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ ۲ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ   ۳ تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ ۴

سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ۵

 

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
ما آن ( قرآن) را در شب قدر نازل كرديم! «۱» و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟! «۲» شب قدر بهتر از هزار ماه است! «۳» فرشتگان و «روح‏» در آن شب به اذن پروردگارشان براى (تقدير) هر كارى نازل مى‏شوند «۴» شبى است سرشار از سلامت (و بركت و رحمت) تا طلوع سپيده! «۵»

                                                                                                                 التماس دعا

+ نوشته شده توسط مصطفي در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 14:49 |


Powered By
BLOGFA.COM